دوست دارم ....

عاطفه مادری

دسته : عاطفی
زیر رده : داستان کوتاه
گونه : واقعی (رئال)
گروه سنی : ٩ تا ۱۴ سال

دوست دارم آن چیزی را که من ندارم تو داشته باشی : مادر داشتن!.......

شرح داستان

دوست دارم آن چیزی را که من ندارم تو داشته باشی : مادر داشتن!

دوست دارم برعکس من که تمام عمر خجالتی بوده ام تو یک دختر خوش سر و زبان باشی

چه می دانم. درکل چیزی باشی برعکس من

اصلا من چرا دارم با تو حرف می زنم؟ تو که حرف های مرا نمی شنوی و نمی فهمی

از سر ظهر که یک لیوان قهوه خوردم و جلوی تلویزیون خوابم برد مدام خواب اتفاقات صبح را می بینم

وقتی که سرساختمان رفتم برای درخواست کار .

راستی تو اصلا می دانی که من یک معمار هستم؟

می خواستم برای ساختمان جدید مهندس تیموری نقشه ی پیشنهادی ام را برای همکاری نشان دهم.

البته نتیجه ای هم نگرفتم.. ولی مهم نیست . نشسته ام پای تلویزیون و قبض های پرداخت نشده را نگاه می کنم ؛ آب ، برق، تلفن ...

می خواهم چیزی که خودم نداشتم را به تو هدیه کنم : مادر داشتن!

چه دارم می گویم؟ این را که قبلا گفته بودم تو که حرف های مرا نمی شنوی و نمی فهمی

بالشت را زیر سرم می گذارم و به سقف خیره می شوم . شروع می کنم به شمردن مثلا الماس های لوستر . راستی این را می دانی که این خانه از پدربزرگت به ما ارث رسیده است؟ اگر اینجا نبود که معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

اگر پسرباشی که اسم تو آرمین است . اسمی که خودم از بچگی عاشقش بوده ام

و اگر دختر باشی آوا

شاید بگویی برعکس حالا که همه اسم بچه هابشان را شبیه به هم انتخاب می کنند من این کار را نکردم

ولی آدم که نمی تواند برای دوست داشتنش قالب انتخاب کند .

هنوز نمی دانم خبر وجودت را چطور به پدرت می دهم

اصلا می دانی پدرت یک فوتبالیست است؟ حالا هم برای مسابقاتش کنار ما نیست . باید دعا کنی آخرین مسابقه اش را ببرد تا وقتی خبر حضور تو را به او می دهم حالش خوب باشد.

با همین خیالات خوابم می برد

بیدار می شوم به خانه ی دوستم نسترن می روم تا با او حرف بزنم

اگر حرف هایم را می فهمیدی و گوش می دادی کمی زندگی مرا درک می کردی.

کاش یک دختر باشی با خنده های شیرین هندوانه ای و گیس های طلایی و چشم رنگی

من که احساس می کنم در زندگی شانسی نداشتم حالا دوست دارم در باره ی تو شانس داشته باشم

                                                                                                 کیمیا مددخانی / گروه سنی د

                                                                                        کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان  _زنجان