افسانه گل‌های آبی

نمایشنامه

دسته : اجتماعی
گروه سنی : ۱٠ تا ۱٨ سال به بالا
نویسنده : الهام شه منتظری- مریم فلاح- کیمیا بابا شمس-پریماه شهرخی

شرح داستان

پرده اول:

(صدای تیمپانی)

مردم به حالت دایره وار حرکت می‌کنند(می تواند با صدای هوهو باشد.)

ای روح بزرگ بگو ما چه کرده ایم که سرزمین ما در حال نابودی است.این خشکسالی را تمام کن بگو چه کنیم تا برایمان باران فرستی و رحمت الهی را بگسترانی .(می تواند به حالت آوا باشد.)

- (به مدت سه شبانه روز طبل می‌زنند .) (سه بار حرکت خورشید و ماه و ستاره )

- برای زمستان صدای هو هوی باد و سوز سرما

- زمستان تمام شد اما باران نبارید.

- عروسک دختر وارد پرده نمایش می شود(چند نفر می‌میرند)

_ دخترک به عروسکش گفت:عروسک قشنگم نگران نباش خیلی نمیگذره.شامان میره حرفای روه بزرگ رو میشنوه .اونوقت می‌فهمیم چرا بارون نمیاد _

- خورشید غروب کرده و نور کم می شود (صحنه تاریک تاریک )

پرده دوم: 

-صحنه روشن می‌شود

-مردی دوان دوان میاید و داد می‌زند که شامان آمد .

-آدم دور شامان جمع می‌شوند .

-شامان :متوجه شدم چرا خشکسالی شده است .

-روح بزرگ گفت:مردم خود خواه شده اند سال هاست که از زمین برداشت می‌کنند بی‌آنکه چیزی به آن برگردانند و اینک ما باید عزیز ترین چیزمان را قربانی کنیم و بسوزانیم و خاکستر آن را در چهار سوی خاک بپاشیم و آنگاه خشکسالی پایان خواهد یافت .

(شادی مردم)

پرده سوم:

یکی از مردان جنگجو :کمانه تازه ی من بسیار عالیست.آیا ،روه بزرگ کمان من را می‌پزیرد؟

_زنی گفت:یعنی پتوی زیبای من را هم خواهد گرفت.؟

_(حرکت به سمت چادر)

_صحنه تاریک می‌شود.چند چادر در صحنه به علاوه‌ی دختره تنها.)

_دختر عروسک را به سینه‌اش می‌چسباند و با بغض می‌گوید: تو عزیز‌ترین چیزی هستی که دارم .اما ...تو همانی هستی که روح بزرگ می‌خواهد (آتش )_کم کردن نور به ندرت.خارج شدن دخترک از صحنه .

بالای ارتفاع :(دختر)ای روح بزرگ آیا صدای مرا می‌شنوی؟

_این عروسک با ارزش‌ترین چیز من است چون یادگاره خانواده‌ام است که در این قحطی مرده‌اند .این عزیز‌ترین چیز من است . آن را از من بپذیر.

_(عروسک را به سمت آتش پرتاب می‌کند)خدا‌حافظ عروسک زیبای من .

_(عروسک در آتش )(صدای آتش ) ( آتش خاموش می‌شود+ صدای باد.)

_دختر با تعجب:عروسکم سالم است. ای روح بزرگ خوشحالم که هدیه من را پذیرفتی و آن را بهمن باز گرداندی.متشکرم .. متشکرم...

_(خاکستر پاشی به چهار جهت)

_به خواب رفتن دختر.(صحنه‌ی تاریک)

پرده چهارم:

_(در فضایی مانند باغ و صدای بلبل)

_(دختر)وای خدای من چه گل‌های زیبایی !

_(صحنه تاریک)

_(بالا آمدن نور)

_شکر‌گذاری مردم با آواز در پرده آخر و باریدن باران .

_(صحنه تاریک)

مشخصات داستان
بازآفرین : الهام شه منتظری
سال تولید : ۱٣٩۶