لحظه لبخند

گروه سنی : ۱٢ تا ۱۶ سال

خاک در اندیشه باران نبود
هیچ نشانی ز بهاران نبود

بال و پر چلچله ها خسته بود
پنجره ی باغ خدا بسته بود

شعر

خاک در اندیشه باران نبود
هیچ نشانی ز بهاران نبود

بال و پر چلچله ها خسته بود
پنجره ی باغ خدا بسته بود

باغچه ها شور شکفتن نداشت
وضع چنان بود که گفتن نداشت

شب چه شبی بود، شکوه آفرین
چشم به راه تو زمان و زمین

شهر اگر تیره و تاریک بود
لحظه ی لبخند تو نزدیک بود

تا تو فرود آمدی از اوج نور
روحِ زمین تازه شد از موج نور

از نفس گرم تو گل جان گرفت
باغِ طراوت سر و سامان گرفت

سبز شد از لطف تو صحرا و دشت
قافله ی چلچله ها بازگشت

آمدی و زمزمه آغاز شد
روزنه ای رو به خدا باز شد

آمدی و نوبت فردا رسید
فصل شکوفایی گلها رسید

آمدی و باغ پر از خنده شد
بوی گل سرخ پراکنده شد