نقدکتاب های غم های قلابی وخوش به حال رودخانه

سیب ها در گذر ثانیه ها می دوند...

دسته : ادبیات
نویسنده : آفرین پنهانی
گروه سنی : ۱۶ تا ۱٨ سال به بالا

زیبایی و زیباشناختی همیشه با انسان همراه و متناسب با چگونگی دریافت آن ها، به لحاظ شرایط جسمی و روحی و روانی دست به یافته های تازه ای از آن می زند

شرح مقاله

سیب ها در گذر ثانیه ها می دوند...

زیبایی در بافت کلامی ومعنایی  مجموعه اشعار: "غم های قلابی" و "خوش به حال رودخانه

زیبایی و زیباشناختی همیشه با انسان همراه و متناسب با چگونگی دریافت آن ها، به لحاظ شرایط جسمی و روحی و روانی دست به یافته های تازه ای از آن می زند. به همین منظور، نمی توان کیفیت زیبایی‌شناختی را جدا از انسان به طور دقیق توصیف کرد. زیبایی‌شناختی برای کودکان و نوجوانان نیز با بررسی ویژگی های جسمی، روحی و عاطفی آن ها تعریف می‌شود. شعر کودک و نوجوان از آن جا که دارای نمادها و عناصر خاص زندگی این گروه های سنی است و در عین حال زیبایی های جهان کودکان و نوجوانان را برای آن ها به تصویر می‌کشد در تربیت  و پرورش حس زیبایی‌شناسی مخاطب تأثیرگذار است. توجه به زیبایی های شعر اعم از زیبایی در فرم و محتوا به پرورش حس زیبایی‌شناسی کودک و نوجوان نیزکمک می‌کند.

با توجه به حساسیتی که در دوره ی نوجوانی در نوجوان پدیدار می شود تغییرات و دگرگونی‌های جسمی، روحی، شخصیتی، اجتماعی و....با وی همراه است. نوجوانی سنی است بین کودکی و جوانی. فاصله ای که این دوره را پر می کند و اورا از دنیای کودکی به سمت بزرگسالی سوق می دهد ضمن این که به تدریج اتفاق می افتد با پیچیدگی‌ها و دشواری‌های خاص خود نیز همراه ست. اما همین پیچیدگی ها و تغییرات بسیاری از  تحولات عمده و پیشرفت‌های رشد چون: تکامل بخشی وشکل گیری هویت، انسجام شخصیت، رشد ارزش‌های اخلاقی، تفکرات انتزاعی، جست و جو و یافتن فلسفه‌ی زندگی و نگاه وی به زندگی و برنامه های آینده و... موجب می شود تا این دوره  را بنا نهاده وپایه گذاری کند.

به همین منظور، اگر خالق آثار این نوع از مخاطبان، شناخت درست و جامعی از ویژگی‌های جسمی و روحی - روانی دوره‌ی نوجوانی داشته باشد، بی تردید می‌تواند آثاری ماندگار و تأثیرگذار خلق کند.

تلاش در جهت حضور و ورود نوجوان به دنیای شعر، تضمینی برای بروز خلاقیت و تداوم نگاه اوست. نوجوانانی که با ادبیات به ویژه شعر فاصله داشته و با آن قرابتی به لحاظ روحی روانی و حتا عاطفی احساس نکرده و ارتباطی حاصل نمی گردد، نگاه شان به محیط پیرامون سطحی و زودگذر است. چرا که شعر موجب می شود تا نوجوان به تازه های نوین دست یافته و درک و دریافت جدید و تازه ای نسبت به آن ها بیابد. وی با خوانش شعر، در خلاقیت، احساسات قوی، نگاه و اندوخته های تازه و حتا با تجربه ها و عواطف انسانی شاعر همسو و همراه و در تداعی معانی بکر با وی هم خانه می شود.

شعر؛ شعری که شادی آفرین، منبعی جهت بروز انگیزه های تازه، عاملی برای شناخت نوجوان از مفاهیم و آموزه های نو نسبت به دنیای پیرامون، ابزاری برای لذت بردن و حظ ادبی در وی، عاملی برای جایگزینی دیگرافراد جامعه،کنشگری برای انتقال حس عاطفی و بیان احساسات و عواطف وی، تجربه ای در جهت آشنایی با واژگان و کلمات جدید و چگونگی کاربردآن ها در موارد مختلف و متفاوت،گشودن دریچه ای رو به سوی زیبایی ها و زیبا شناختی نوجوان، ایجادنمودن فضایی متناسب با نیازها و احساسات نوجوان و... باشد؛ می تواند او را آن چنان که شایسته و بایسته ی اوست رو به جلو سوق داده و درپویایی و پرورش خلاقیت و تقویت نگاه او موثر بوده و تأثیربسزایی در نقش آفرینی شخصیتی وی در جامعه ایفاء نماید.

با این نگرش و با توجه به تکامل شعر نوجوان از یک سو و نوپایی به جهت منحصربودن این نوع شعر برای مخاطب خاص خود یعنی نوجوان؛ یکی از مهم ترین ویژگی هایی که می تواند راهگشا بوده و در خلق این آثار و ماندگاری آن ها سهیم باشد، نگاه زیباشناختی و زیباشناسانه آن هاست. جدای از بحث ساختاری و فرم شعر، عناصری هستندکه موجب نمودیافتن زیباشناختی در شعر نوجوان می شود و در بحث ارتباط شناسی و مخاطب یابی نقش سازنده ای دارند که موجب غنای معنایی و محتوایی نیز می گردند. در این مقال برآنیم که مروری داشته باشیم بر 2مجموعه شعر از انتشارات کانون پرورش فکری به عنوان متولی کار کودک و نوجوان (چه در بحث فعالیت ها و چه تولیدات و انتشارات ) ویژه ی نوجوانان گروه سنی "ج و د "، که طی سال 91 و 92 روانه ی کتابخانه ها شده و در اختیار این گروه های سنی قرار دارند. 

بدون تردید بهره گیری از عناصرذاتی و جوهره ی اصلی شعر یکی از مهم ترین مواردی ست که در شعر موجب می گردد تا اشعار، شعریت خود را حفظ و به منصه ی ظهور برسند. این عناصر موجب می شوند که مخاطب در فضاهای تصویری و معناساز قرار گرفته و دست به تجربه های تازه ای از طریق ارتباط برقرار کردن با آن ها بزند و اگر شاعری از این مهم به دور بوده و ظرافت های کلامی و معنایی را نتواند از طریق  شعرش به مخاطب منتقل کند بی شک نتوانسته و نمی تواند موفق عمل نموده و به راحتی مخاطب اصلی شعر خود را از دست داده است  و به گونه ای در بحث ارتباط شناسی ضعیف جلوه می نماید.

مجموعه اشعار: "غم های قلابی" سروده ی شاهین رهنما(سال انتشار 1392) و "خوش به حال رودخانه" سروده ی منیره هاشمی (سال انتشار1391) را از منظر زیباشناختی و تأثیر عناصر شعری مورد بررسی قرار می دهیم تا در این منظرگاه به چگونگی نقش زیبایی در این آثار و تناسب آن ها با نیازها و دنیای نوجوان دست یابیم.

در آغاز این پرسش ها به ذهن متبادر می شود که: آیا این 2مجموعه شعر توانسته اند نگاه ژرفی را در مخاطب ایجاد نمایند؟ آیا در انتقال آموزه های نوین، احساسات و عواطف که یکی از شاخصه های اصلی شعری ست موفق عمل کرده اند؟ آیا در بحث تقویت و قوت بخشی کلمات از طریق قدرت تخیل و المان های تخیل ساز بهره برده و از این طریق توانسته به تخیل آن ها تلنگری بزنند و در خلق تصاویر و فضاهای معناساز در این بخش تأثیرگذار باشند؟ چه قدر توانسته خود را به دنیای نوجوان نزدیک و متناسب با نیازهای او تلاش نماید؟

در این جستار به مهم ترین عناصری که به عنوان شاکله ی اصلی اشعاردر این  دومجموعه شعر موجب خلق زیبایی شده و می تواند در بحث زیباشناختی موثرباشند؛ می پردازیم:

مجموعه شعر "غم های قلابی" سروده ی شاهین رهنما، متشکل از14 شعردر دو قالب چارپاره و نیمایی و برای گروه سنی "ج و د" به زیورچاپ آراسته شده است. و مجموعه شعر خوش به حال رودخانه سروده ی منیره هاشمی، متشکل از 13 شعر در دوقالب ذکر شده و برای گروه سنی "د"  می باشند.

فضای حاکم بر اشعارمجموعه غم های قلابی، موجب شده تا حس لطیفی ملهم از حس عاطفی  و حسی که شاعر درخود داراست را به مخاطب منتقل کند. در اولین شعر این مجموعه که خوانش آن مانند سکوی پرشی عمل نموده و موجب می شود مخاطب به درون مجموعه پرتاب شود شعر "کجا"ست:

بال، اگر مال پریدن نبود

بال پریدن نبود

بال بود.

سیب اگرفکر رسیدن نبود

قابل چیدن نبود

کال بود.

سیب ها در گذر ثانیه ها می دوند

راستی آیا به کجا می رسند؟

بال ها

روی پر ثانیه ها می پرند

راستی آیا به خدا می رسند؟

تمرکززایی و نگاه ژرف اندیشی نسبت به محیط پیرامون، پدیده ها و موجودات طبیعت در مخاطبین، لطافت در زبان و تصویرسازی های معنادار و تأمل برانگیز متناسب با درک و دریافت مخاطب؛ از مهم ترین ویژگی هایی ست که در شهر "کجا "نهفته شده است. شاعر با زیرکی تمام نگاه ژرف اندیشی، تفکر و تعمق را از طریق یک بیان نسبتن روایی در مخاطب تقویت و به وی تلنگر می زند. در این شعر هم به مخاطب گوشزد می شود که نگاه زیبایی شناسی خود را تقویت کند هم زیبایی را خلق می کند. این شعر جدا از یکدستی و سلیس و روان بودن، حامل پیامی قوی که بن مایه و اندیشه ی نهفته در شعر را نشان می دهد نشأت گرفته است.  نگاه مخاطب را به افق های دور، جهت داده و در تکامل بخشی و کامل بودن او سهیم می شود. به او گوشزد می کند تا بال اندیشه خود را تقویت و رسیدن و کمال را با زبانی ساده اما عمیق و معنادار مطرح می کند.

این شعر با موسیقی روان و گوش نواز موجب می شود در نگاه اول مخاطب ارتباط موسیقایی خوبی با آن برقرار کرده، لذت و حظ ادبی را در وی تقویت کند بعد به سراغ معنا و محتوای نهفته در آن رفته و به آن بپردازد. ایهامی که در فعل رسیدن سیب  شکل گرفته تا به فعل رسیدن در پایان شعر و به خدارسیدن منتهی شود، در واقع در دو منظر قابل مشاهده ست.رسیدن به معنی قابل چیدن بودن و رسیدن به معنای کامل شدن و به فعلیت درآمدن بال ها و رشد و بالندگی آن ها. شاعر با ظرافت کلامی به خوبی توانسته از عهده ی این کار برآمده و به همان سادگی به ذهن مخاطب تلنگرزده و به درونش راه یابد. در واقع این شعر "آن"ی که باید شاعر ایجاد نماید، به وجودآورده و مخاطب را درلحظه ای که باید برای نگریستن به محیط پیرامون خود و نگاه تفکربرانگیز را در او نسبت به پیام شعر ایجاد نماید. 

با همین مضمون و چیزی شبیه آن را در شعر خانم منیره هاشمی می بینیم. نوعی حرکت و پویایی که از طریق تصاویری به لحاظ بار معنایی از همان دست یعنی بال گشودن و پرواز را به نوعی دیگر بیان می کند:

آه! ای پرنده ها!

پرنده های مهربان!

این که دست می دهد تکان برای تان، منم!

ایستاده پشت پنجره

روبه روی آسمان خراش پیر

در اتاق کوچکی اسیر

با وجود این همه حصار

من هنوز پرنده ام

آن پرنده ای که بال های او

توی این اتاق جا نمی شود

بال های من مسافرند.

در شعر "بال های من مسافرند" از مجموعه ی "خوش به حال رودخانه" خانم هاشمی؛ با نگاه متفاوت تری در پردازش و خلق شعرش به بیان بال گشودن و مسافر بودن در معنای حرکت کردن و پرواز و سیرنمودن اشاره داشته که در نهایت همان حسی را در مخاطب ایجاد می کند که در شعر "کجا" از رهنما می خوانیم. منتها شعر رهنما از حس لطافت بیشتری برخوردار ست. این حس را در نگاه اول همان طور که در بالا اشاره شد ریتمیک بودن و موسیقی کلامی آن در مخاطب ایجاد کرده و بعد تصویرسازی هایی که معناساز می شوند در حالی که در شعر" بال های من مسافرند" اگرچه رقص کلمات را ما آن چنان که شعر "کجا" دارد ممکن است حس نکنیم  از موسیقی مناسب فضای شعر خوبی برخوردارست و چیزی که موجب می شود تفاوت نگاه دو شاعر در یک معنا نزدیک به هم  کاملن هویدا باشد  این است که ما در ابتدا بایک نوع اسارت در کلام شاعر(که اشاره به بن بست ها و ایستایی فضای حاکم دارد )به نوعی برخورد می کنیم ولی در پایان از بال پرواز اندیشه ای برخورد می کنیم که در حصار تنگ نمی گنجد و خود را محدود به مکان نمی کند تا به پرواز درآید و باآوردن یک عنصر ملیح تشخیص (مسافربودن بال ها) حرف خود را به جان مخاطب می نشاند.

استفاده از پرنده و پرواز که در شعر هردو شاعر به خوبی نمایان و به عنوان یک شاخص کلامی تصویرساز در جهت غناسازیی معنایی می توان از آن نام برد؛ و بهره گیری از نمادهایی که شوق پرکشیدن و پرواز را به شیوه های مختلف در شعر هردو نمودعینی داشته که ذهن مخاطب را قلقلک می دهد تا چیزی فراتر از یک پرنده ی عادی در ذهنش خطور کند و به دنبال افقی فراتر از بال زدن معمولی به جست و جوی خود و توانایی های خود بپردازد.

زمین که زنده می شود

بهار خنده می کند

و آسمان کوچه را

پر از پرنده می کند

)شعربهار ص12 ، غم های قلابی(

خوب می شود

ای پرنده ها

آشنا شوید

با درخت ما

)شعر خط پرنده ها، ص 28 ، خوش به حال رودخانه(

گاهی وقتی درخت پیر با خودواگویه می کند که:

شاخه ام چرا جوان نمی شود؟

پس چرا بهار نمی شود؟

مثل سال های پیش مهربان نمی شود؟

پس چرا پرنده ها مسیرشان به من نمی خورد؟

جاده ها چرا عوض نمی شوند؟

باز نگاه شاعر به حضور پرنده و حضور مثبت او و جهش و شکل تازه ای که در درخت ایجاد می کند را پیش روی مخاطب می گذارد که:

صبح روز بعد

جاده ها عوض شدند

یک پرنده شاخه های خشک آن درخت را

خیس از ترانه می کند

)شعر درخت پیر،ص 22، خوش به حال رودخانه(

در شعر درخت پیر، پرنده نویدبخش می شود برای مخاطب اما گاهی آزاری که پرنده می بیند و بی توجهی که  بچه های شکارچی دارند شاعر به ذهن مخاطب تلنگری دیگرگونه می زند تا به او حساسیت موضوع را به گونه ای دیگر گوشزد کند و به او هشداری درون محتوایی بدهد که:

برف

باز هم نشسته است

روی شاخه ی درخت

و پرنده

خسته و گرسنه جیک جیک می کند

هیچ کس به او دانه ای نمی دهد

روی شاخه ی دست خود

آشیانه ای به او نمی دهد

بچه های کوچک شکارچی

می رسند

سوی جیک جیک او نشانه می روند

چندلحظه بعد

شادمان و پرغرور

با پرنده ای به خانه می روند

)شعر جیک جیک، ص 16، غم های قلابی(

تفاوتی که شاعر این شعر(جناب رهنما) با شاعر شعر درخت پیر (خانم هاشمی)  وجود دارد،در نگاه آن هاست. دراولی پرنده ها، برای درخت نویدبخش می شوند و دومی کسی برای پرنده درخت نمی شود. زیبایی در هردو کلام نهفته شده از طریق تصاویر خلق شده و استفاده از صنعت تشخیص که در هردو شعرنمود دارد، به عینه مشخص است. در یکی درخت به انسان تشبیه می شود(درخت پیر) و در دیگری دست بچه ها به درخت که آشیانه ی پرنده نمی شوند(جیک جیک(

بنابراین آن چه که موجب می شود این دوشعر در قیاس با هم قرار بگیرند استفاده از پرنده در هردوشعر است وگرنه ما هم تفاوت را در نوع تصویرسازی، زبان و لحن می بینیم هم تفاوت در معنا و لفظ.

 گاهی شاعر در تمرکززایی و عمق بخشیدن به نگاه زیباشناسانه، مخاطب را به تأمل وامی دارد و احساس او را نسبت به آن چه در پیرامون وی وجود داشته و ممکن است تا به حال به آن ها توجهی نداشته قلقلک می دهد. تصویرسازی هایی معنابخش و تفکربرانگیز متناسب با درک و دریافت مخاطب، که از طریق حس عاطفی ایجاد و شمایل دیگری به شعر خود می دهد:

حس سارها و سوسک ها

توی تورها و تارها

چگونه است؟

حس قورباغه ها

در نگاه مارها چگونه است؟

حس برگ های سبز

در خزان بهارها

چگونه است؟

حس مردم زمین

بعداین همه شکارها

چگونه است؟

شاعر با پرسش هایی که ایجاد می کند با زبانی ساده و صمیمی و استفاده از موجوداتی که ممکن است خوشایند یا ناخوشایند جلوه کنند(مار و سوسک) مخاطب را به چیزی ورای آن چه تا به حال دیده وامی دارد. زیبایی در بطن کلام نهفته و این که حس مشترکی که می تواند بین انسان و سایر جانوران وجود داشته باشد.

و همین مضمون با شکل و شمایلی دیگر اما با نگرش تقویت نگاه زیباشناسانه در مخاطب را در شعر خانم هاشمی به گونه ای دیگر می توان یافت:

باغچه این روزها

واقعاً غمگین شده

ساکت و بی حوصله ست

خواب او سنگین شده

استراحت می کند

رنگ و رویش خوب نیست

علت بیماری اش

خوب می دانم که چیست؟

از همان روزی که رفت

از کنار او بهار

صورت او زرد شد

قلب او شد غصه دار

حال او را شاپرک

از همه پرسیده است

من به او گفتم نترس

باغچه خوابیده است.

)باغچه خوابیده،ص 16، خوش به حال رودخانه(

در این شعر ضمن تمرکز زایی و تقویت نگاه زیبایی شناسی مخاطب، خیلی ملموس و نرم دغدغه های نوجوان را نسبت به دوست داشتن و حس دوستی نسبت به دوست(ولو جنس مخالف به عنوان نیاز مخاطب در این سن در بیان کردن حس شاپرک) را نیز به ذهن و ضمیر مخاطب راه می دهد و در درون وی جلوه گر می کند.

گاهی شاعر؛ در یک شعر شکل زیبایی در بافت کلامی و تصویرسازی های ذهنی در مخاطب به وجود می آورد که بسیار ملموس و قابل درک است و در عین حال استفاده ی بجا و مناسب از عناصر شعری مانند: ایهام در آینه(اشاره به دل و قلاب در دو مفهوم قلاب  با ماهی تناسب معنایی می یابد(:

ماهی آزرده گفت:

شب شب مهتابی است

آسمان

مثل دل آینه ها آبی است

رودپراز ماهی و مرغابی است

صحبتی از از درد و غم و غصه نیست

غصه ی من یک غم قلابی است.

غم قلابی در سطر پایانی یک تضاد معنایی نیز ایجاد کرده است. ابتدا بی مقدار بودن غم ها را به ذهن متبادر می کند بعد دل مشغولی و نگرانی را وقتی به ماهی توجه می شود که ترس و نگرانی اش از قلاب است که ممکن است او را در خود احاطه کند. و با این ظرافت که در شکل ایهامی خوبی نمود یافته، جذابیت را در پایان بندی شعر دوچندان می کند و حس عاطفی در مخاطب نسبت به ماهی ایجاد می کند.

استفاده از صناعات شعری(تشبیه، تشخیص، ایهام و مراعات نظیر در کلام هر دو شاعر که موجب زیبایی و زیباسازی کلامی و معنایی شده و حس لطافت و ملموسی را در جهت برقراری ارتباط خوب با مخاطب به وجود می آورد:

کوچه غافلگیرشد../ ناودان، تا صدای پای باران را شنید، خواب سنگینش پرید/نیمه شب باران به هرجا پاگذاشت، کفش های آبی اش را جا گذاشت/باغچه این روزها، واقعاً غمگین شده/در خت پیر گفت: شاخه ام چرا جوان نمی شولای دست های او، آشیانه کرد/و...(مجموعه ی خوش به حال رودخانه)

روی شاخه های دست خود/نسیم یاد تو/روی شاخه مانده اند، داد می کشند،داد؛ پیچ و تاب می خورند، توی دست های باد/جیغ و داد سیب ها/جنگل از خواب پرید/جنگل از دست پدر باز مکدر شده است/ (غم های قلابی)

بارزترین عنصری که در بعضی از اشعار غم های قلابی مشاهده می شود و بعضی از اشعار را در نگاه مخاطب جذاب می کند تشخیص است. کاسه ی صبرآسمان شکستن(همان لبریز شدن صبردرآدمی) رفتن باد از کوچه، پیرشدن درخت کاج حیاط بغلی، و صفت زمین گیرشدن زاغچه در شعر:

آسمان

کاسه ی صبرش شکست

گریه کرد

پنجره ها بسته شد

زاغچه ای از لب پرچین پرید

بال زد

شیشه ی همسایه ی ما را شکست

باد که از کوچه رفت

از حیاط

خواهر من داد زد:

برف!

برف!

کاج حیاط بغلی پیرشد

آن طرف پنجره

زاغچه اما وسط کوچه

زمین گیرشد.

این شعر هم به لحاظ موسیقایی هم تصویرسازی های پیوسته و در عین حال سادگی و روانی زبان، یک تصویرزمستانی را روایت گونه در ذهن مخاطب ایجاد می نماید.

تفاوتی که در آراستن کلام دو شاعر در چگونگی تصویرسازی از طریق استفاده از عناصر شعر و ارائه ی صناعات به شکل ایجادفضای ذهنی در مخاطب خلق می کنند این است که در مجموعه ی "غم های قلابی" ما خیلی از عناصر شعررا می بینم اما در بافت معنایی کلام در حالی که در" خوش به حال رودخانه "عینی تر آورده می شوند. دیگر تفاوت در چگونگی موسیقی کلامی و استفاده از وزن شعری است. در شعر غم های قلابی از آغاز تا انتها ضرباهنگی که در درون اشعار نهفته شده حس عاطفی و حسی زیبایی را در مخاطب ایجاد می کندو شور و نشاط خاصی را القاء می نمایدو به گونه ای که حس می شود حالت حرکت های دوری به شکلی خیزش وار حس شود که در دیگری به همان میزان نیست. در غم های قلابی ما مدام با تلنگرهای تأمل برانگیز در مخاطب مواجه و در خوانش هر شعر یک نوع طراوت و تازگی خاصی روبرو می شویم.

  گاهی در شعر هردو شاعر یک توصیف با دونگاه کاملن متفاوت تجلی یافته اما در مخاطب یک معنا را القاء می کند:

زمین که زنده می شود

بهار خنده می کند

و آسمان کوچه را

پراز پرنده می کند

سپس به رسم دوستی

زمین خفته را پراز

گل و گیاه می کند

بهار خنده می کند

دلم شکفته می شود

و شعر خوب و تازه ای

دوباره گفته می شود

)غم های قلابی،ص 12، شعر بهار(

صدابزن مرا همیشه

به اسم های خوب دنیا

به من بگو بهار خانم

چه قدر دوست دارم آن را

به من نگو که قهر هستی

کمی مواظب دلم باش

همیشه سنگ سفت و سخت است

شبیه آن نباشی ای کاش

نسیم شو، نسیم آرام

برای من خبر بیاور

کمی بمان کنار قلبم

شبیه باد زود نگذر.

)بهار خانم،ص 30، خوش به حال رودخانه(

در شعر بهار جناب رهنما، انگار حکمی صادر می شود که بهار این گونه است یک نوع پویایی، زنده بودن، حس تلطیف و لطافت بهارگونه را به مخاطب القاء می کند. بهاری که دولایه بوده هم در شاعر شکفتن می آغازد هم در طبیعت و این حس در خواننده و مخاطب نیز که حس پویش و رویش است ایجاد می شود. اما بهار خانم هاشمی؛  از مخاطب می خواهد نگاهش به بهار این گونه باشد. جنسیت و زنانگی برای بهار به دلیلی پویایی و بالندگی که در زمین ایجاد می کند؛ قائل می شود  و از طریق تشخصی که برای بهار قائل می شود انتظارآفرینی می کند.(ناگفته نماند به گونه ای کاملن مشهود است که اشعار "خوش به حال رودخانه" زن سرود است و جنسیت شاعر در بافت کلامی و ارائه ی شخصیت ها بارزاست اما در مجموعه "غم های قلابی" جنسیت شاعر در شعر انعکاس نیافته و مخاطب هم نوجوان دختر هم نوجوان پسر را شامل می شود(

استفاده از عناصر طبیعت، پرنده و درخت، تغییرفصول، در شعر هردو شاعر یکی دیگر از مواردی است که حس و عاطفه ی خوبی را به مخاطب منتقل می کند. با استفاده از همین المان ها و عناصر موجود در طبیعت است که هردو شاعر آن احساس لطیف و در عین حال ژرف نگری در محیط پیرامون را در نوجوان یا مخاطب  به وجود می آورد.

هر دو شاعر، در لابلای اشعارشان به گونه ای از اشعاری که مبتنی بر اندیشه  و اندیشه محوری، ایستا نبودن، پویایی، راکدنماندن، حرکت و رشد رو به جلو،با نگاهی زیباشناسانه ومعناساز استفاده کرده اند. وگاهی در لابلای اشعار هردو شاعر دغدغه هایی نیز نهفته شده که در قالب بیانی عناصر موجود در طبیعت یا از زبان پرنده و درخت یا "منِ" شاعر به شکلی نرم و ملموس آن چنان که به روحیه ی حساس نوجوان و مخاطب اشعار هیچ لطمه ای وارد نشود ، نمود دارد.

تتمه ی سخن این که:

اگر چه این دو مجموعه به ویژه مجموعه شعر "غم های قلابی" به دلیل قوت و پختگی و نو بودن شیوه ی بیانی و کلامی و خلق تصاویر فضاساز و معنایی؛ جای بحث بیشتری را می طلبد اما آن چه که در خوانش این دو اثر به مخاطب عرضه می شود توجه به لذت آفرینی از طریق انتقال حس قوی و عاطفی به مخاطب، تجلی زبان خوب شعری با استفاده از عناصر اصلی شعر به ویژه موسیقی کلامی( به خصوص در شعر غم های قلابی) در لحظه قرار دادن و به وجود آوردن "آن" در مخاطب، به تأمل واداشتن و تقویت دقت و ژرف اندیشی در مخاطب، مخاطب محوری و توجه به گروه سنی مخاطب چه در بیان واژگان و انتقال حس، چه در مخاطب محوربودن در ارائه ی اندیشه و پیام های نهفته در بطن و متن اشعار، جلوه های هنری کلمات از طریق تشبیهات و تشخص بخشی به واژگان و کلام، ایجاز های معنایی در بافت کلامی، و اهتمام در معنابخشی کلام و غنای معنایی، ایجادنمودن حس تحرک،تفکر، پویایی و حرکت روبه جلو و در یک کلام بلندی و گشودن بال های اندیشه از طریق نوع نگاه و نگرش نوجوان نسبت به جهان پیرامون خود، ملموس بودن وسادگی کلام به معنای روان بودن جهت برقراری ارتباط، بهره گیری از تخیل خوب و بجا  در جهت ایجاد نمودن تصاویر و فضاهای تصویرساز، قابلیت درک و دریافت شعر در مخاطب ؛ همه از مواردی است که در این اشعار به ظاهر ساده، روان و سلیس می توان مشاهده نمود.

به جرأت می توان گفت هردو شاعر در مجموعه های خود موفق عمل نموده و در توجه به مخاطب و مخاطب محوری نگاه متفاوت تری نسبت به دیگر شاعران نوجوان سرود داشته اند البته سهم جناب رهنما بیشتر است چرا که غم های قلابی را می توان جز نادر مجموعه هایی دانست که از لحاظ تصویرسازی، عناصرسازنده و جوهره ی اصلی شعر، شعریت داشتن، وقوت و جایگاه ویژه ی موسیقی های کلامی و کم نظیر ،جایگاه خود را در بحث زیباشناختی و نگاه زیباشناسانه در مخاطب یافته است.

آفرین پنهانی

مشخصات مقاله
موضوع : نقدکتاب های غم های قلابی وخوش به حال رودخانه