کفتر پا پر

زیر رده : داستان کوتاه
گونه : واقعی (رئال)
گروه سنی : ۱٢ تا ۱٨ سال به بالا
نویسنده : پریسا لله گانی


کبوتر دلش جایی بود آن دور دورها، جایی که خیلی های دیگر شبیه خودش بودند با یک عالمه آرزوهای قشنگ. نوکی به دانه ها توی کاسه زد و روی تخم هایی که زیر پایش بود غلتی زد. دو روز مانده بود تا به دنیا آمدن جوجه هایش.عجله می کرد و انگار می خواست به زورهم که شده سر و کله ی بچه هایشرا به این دنیا بیاورد.

شرح داستان

کبوتر دلش جایی بود آن دور دورها، جایی که خیلی هایدیگر شبیه خودش بودند با یک عالمه آرزوهای قشنگ. نوکی به دانه ها  توی کاسه زد و روی تخمهایی که زیر پایش بود غلتی زد. دو روز مانده بود تا به دنیا آمدن جوجه هایش.عجلهمی کرد و انگار می خواست به زورهم که شده سر و کله ی بچه هایشرا به این دنیابیاورد. پیدا بود که دیگر نمی خواهد گوشه ی این قفس لعنتی اسیر دست بچه ها باشد.بچه هایی  که هر موقع از دنیای مجازی خسته میشوندسراعشان می آیند و  حرصشان را ، رو  شونه های خسته اش  خالی می کنند. از روزی که کفتر پا پر آمد وکنارقفس نشست بوی خوبی توی هوا پیچید و دل کبوتر را راهی جایی کرد که کفتر ازآنجا آمده بود. کبوتر منتظر به دنیا آمدن بچه هایش ماندو از روزی که دانه ها را توی دهانشان می گذاشت و منتظر پاگرفتنشان بود توی دلشغوغای بزرگی رشد می کرد و او را به سمت شهری می کشید با گلدسته های طلایی. بالاخرهآن روز از راه رسید وبا باز گذاشتن در قفس، کبوتر و جوجه هایش پر کشیدند و  راهی سفری نسبتا دور شدند. در راه با دسته یکلاغ ها و کبوترها و پرنده های مهاجر برخورد کردند و خوشحال بودند از اینکه قراراست به خانه ای بروند که صاحب خانه ی مهربانی دارد. و این فکرها بود که دل کبوتررا به ادامه ی این سفر گرم می کرد. پس از ساعت ها پرواز، چشمش به گلدسته های طلاییافتاد و شور عجیبی در دلش خانه کرد. چه حال خوبی داشت، وقتی چشم هایش با نور طلاییگلدسته ها روشن می شد. این حس و حال خوب همان بود که آن روز در کنار قفس با آمدنکفتر پا پر تجربه کرده بود. بوی خوبی که کفترتوی پرهایش برای کبوتر سوغات آوردهبود، اینجا به خوبی احساس می شد. کبوتر با جوجه هایش چند بار دور گنبد پرواز کردندوبه جمع کبوترهای حرم اضافه شدند و با صدای بق بقویشان به امام رضا (ع) سلام دادندو از این امام بزرگوار خواستند تا آن ها را پناه دهد. 

اثری از مربی ادبی خانم پریسا لله گانی از استان چهار محال و بختیاری است .


مشخصات داستان
سال انتشار : ۱٣٩٧
سال تولید : ۱٣٩٧
زبان : فارسی